برگزیده

مسئولین رسیدگی کنند!!!
۳۰ نکته مهم درباره بایدها و نبایدهای عضویت در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای
چگونه برای هر مشتری بالقوه از زبان مخصوص خودش استفاده کنیم؟
گردش مالی ۱۸۲ میلیارد دلاری بازاریابی شبکه‌ای
«حالا نه» را به «همین حالا» تبدیل کنید
وبینار آموزشی وس لیندن سوم دی برگزار می شود
۲۲ نکته مهم برای موفقیت در بازاریابی شبکه‌ای و فروش مستقیم
سیستمی برای بهتر شدن حال بازاریابی شبکه‌ای

مقالات

سه شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۸:۰۰ نسخه چاپی 0

وس لیندن تشریح کرد
سیستمی برای بهتر شدن حال بازاریابی شبکه‌ای
فروش مستقیم- شرکت آتورینا با هدف افزایش اطلاعات راهبران بازاریابی شبکه‌ای و معرفی آخرین دیدگاه‌های روز دنیا در این حوزه، اقدام به برگزاری کلاس‌های خصوصی با حضور اساتید مطرح و صاحب‌نظر بین المللی به صورت آنلاین کرده است. مطلبی که می‌خوانید متن پیاده شده اولین جلسه از کلاس‌های خصوصی وس لیندن است.

وس لیندن  39 ساله و اهل انگلستان است و 20 سال است که فقط و فقط در یک شرکت فعالیت کرده و توانسته است حجم فروش سال 2016 سازمان خود را به 100 میلیون دلار برساند.
عصر مدرن بازاریابی شبکه‌ای با تفکر جوانان نسل جدیدی مانند وس لیندن ساخته می‌شود که هسته اولیه تفکر آنان را ساخت مشتری ثابت تشکیل داده است. لیندن نویسنده دو کتاب "79 پند بازاریابی شبکه‌ای" و "بازی مشتری‌یابی" است، که هر دوی این کتاب‌ها پرفروش ترین کتاب سایت آمازون در عرصه بازاریابی شبکه‌ای است، این کتاب ها توسط گروه کارآفرینان آتورینا در ایران ترجمه و منتشر شده است. وس لیندن را می‌توان از پنج فرد معتبر آموزشی دنیا نامید. موضوعات مطرح شده در کارگاه آموزشی وس لیندن را با هم می‌‎خوانیم.

بازاریابی شبکه‌ای ایران به قهرمانانی برای پیشرفت نیاز دارد

بازاریابی شبکه‌ای فرصت‌ها و امکاناتی فراوانی در اختیار علاقمندان قرار می‌دهد. اگر از جوانی در این عرصه شروع به فعالیت کنید، تا شصت سال بعد هم فرصت پیشرفت دارید. موضوع مهمی که در بازاریابی شبکه‌ای باید مورد توجه قرار گیرد، ساختن شرایطی‌ست که برای دهه‌ها بتواند، باعث افزایش درآمدزایی شود.  یادمان باشد! اگر شبکه را طوری بسازیم که لازم باشد همیشه کاری انجام بدهیم تا پیشرفت کنیم، هیچ فرقی با شغل معمولی و سنتی برای ما ندارد.
شرکت آتورینا تلاش می‌کند قهرمان‌هایی را در ایران ساخته و به دنیا معرفی کند، بازاریابی شبکه‌ای ایران به چنین قهرمانانی نیاز دارد. بازاریابی شبکه‌ای ایران نیازمند پیش‌گام‌هایی است که معتقدند؛ می‌توانیم پیشرفت کرده و متفاوت عمل کنیم، این قهرمانان باید متفاوت بودن را به همه نشان دهند.

20 سال پیش که فعالیتم را در بازاریابی شبکه‌ای در انگلستان شروع کردم، اطلاعات کمی راجع به آن وجود داشت. آن روزها آدم‌های حامی و قهرمان در بازاریابی شبکه‌ای نداشتیم، این روزها به کمک اینترنت و شبکه‌های اجتماعی می‌توانیم از موفقیت و سیستم‌های دیگر در همه جای دنیا با خبر شویم، در حالی‌که در گذشته چنین امکانی وجود نداشت.
با توجه به شرایط و امکانات 20 سال پیش، حق انتخاب محدودی داشتم و تنها دو گزینه برایم متصور بود؛ اینکه خودم تمرکز کنم و به عنوان یک آدم کوچک شبکه‌ام را بسازم یا اینکه با این رویکرد متفاوتی به بازاریابی شبکه‌ای ورود کنم و جامعه‌ای را بسازم که همه از حرفه‌ی بازاریابی شبکه‌ای استفاده کنند.

نکته جالب این بود که وقتی تلاش می‌کردم تا بازاریابی شبکه‌ای را به انگلستان و کل اروپا بشناسانم، متوجه شدم در شرکت‌مان برای برقراری ارتباط با لیدرها و افراد که در مجموعه من نیستند، مشکلاتی وجود دارد. این موضوع یک نقص محسوب می‌شد چون وقتی در شرکت و زیرمجموعه من ارتباط همه جانبه وجود ندارد، چگونه می‌توانم ادعا کنم که بازاریابی شبکه‌ای را به تمام اروپا بشناسانم.
برای رفع این مشکل، پانزده سال پیش، سیستم آموزشی را طراحی کردم تا تمام شرکت بتواند از آن استفاده کند، سیستمی را طراحی کردم که برای فروش شرکتم مفید باشد. جالب است بدانید که در آن زمان یک درصد از فروش شرکت برای تیم من بودم.

 

مثبت باشید و اخبار مثبت منتشر کنید

 

بر این اساس دیدگاه‌مان این شد که اگر سیستم آموزشی موفق شود، شرکت هم موفق خواهد شد و با موفقیت شرکت، صنعت بازاریابی شبکه‌ای کشور نیز پیشرفت کرده و  پررونق خواهد شد.با این رویکرد به جای اینکه به تیم‌مان فکر کنیم، تمام شرکت را تیم خودمان دانستیم.  این رویکرد باعث شد تا از صرف انرژی بیهوده برای رقابت با سایر تیم‌ها دست برداشته و تلاش‌مان را صرف بهتر شدن شرایط و بهبود کسب و کار کنیم، در نتیجه توانستیم در رتبه پانزدهم دنیا قرار بگیریم علیرغم اینکه شرکت فقط در انگلستان فعالیت می‌کند.
تیم من امسال توانست سهم 100 میلیون دلاری را از میزان کل فروش شرکت داشته باشد. حجم فروش تیم من به هیچ وجه به این میزان نمی‌رسید مگر این که حجم فروش کل شرکت افزایش پیدا می‌کرد.

در دوره‌ای با تام شرایتر (ال بزرگ) آشنا شدم و متوجه شدم که تام هم دارد مشابه من کار می‌کند ولی فراتر از ما، ال بزرگ این کار را برای دنیا انجام می‌دهد. ال بزرگ، رندی گیج و آرت جوناک با فعالیت‌ها و تفکراتی که دارند، تبدیل به قهرمان‌های بازاریابی شبکه‌ای در دنیا شدند.
برای تاثیرگذاری بیشتر و نقش آفرینی در دنیا، دست به اقداماتی زدم، عضویت در "مسترمایند" یکی از این اقدامات بود، تلاشم بر این بود که خودم را در عرصه جهانی محک بزنم و قهرمان داستان بازاریابی دنیا شوم.
دلیل حمایت من، "تام شرایتر" و "مارک دیویس"، از "پیام مقیم اسلام" و "شرکت آتورینا" به این دلیل است که چشم انداز مشابهی با ما دارند و هدفش معرفی استعدادها و ظرفیت‌های بازاریابی شبکه‌ای ایران به دنیا است.

راهبران ایرانی باید یاد بگیرند، نگاه و رویکرد جدیدی داشته باشند و برای ارتقا و بهبود شرایط بازاریابی شبکه‌ای تلاش مشترک انجام دهند. این نگاه که هر کدام لیدر شرکت های مختلف و رقیب هستیم را کنار بگذارید و به جای آن تلاش کنید تا کسب و کار را درون شرکت و در کشور ارتقا داده و بزرگ کنید.
در رویکرد جدید، شرایطی را به وجود بیاورید که همزمان با پیشرفت شما و مجموعه‌تان، شرکت نیز پیشرفت کرده تا بازاریابی شبکه‌ای در ایران پیشرفت کند. همگی باید تلاش کنید تا همه شرکت‌ها در سطح بالا قرار بگیرند.
بازاریابی شبکه‌ای در ایران، نیاز به رویکرد و نگاه مثبت دارد. باید به‌گونه‌ای فعالیت کنید که وقتی با همسایه یا فامیل درباره شغل‌تان صحبت می‌کنید، نظر خوبی داشته باشد و بگوید بازاریابی شبکه‌ای عالیست!
برای ایجاد نگاه مثبت باید اخبار خوب و موفق بازاریابی شبکه‌ای در همه ایران منتشر شود، باید موفقیت سایر شرکت‌ها را موفقیت خودمان بدانیم. برای پیشرفت بازاریابی شبکه‌ای در ایران باید همه شرکت‌های فعال به یک میزانی از موفقیت برسند.

با بهبود فضای فکری درباره بازاریابی شبکه‌ای و پیشرفت و موفقیت همه شرکت‌ها، فعالیت و کار کردن برای شما ساده‌تر می‌شود. همه راهبران و فعالان بازاریابی شبکه‌ای باید مسائل و مشکلات مختلف را با هم به اشتراک بگذارند و راجع به آن بحث کنند. 

 

رفاقت به جای رقابت

رویکرد جدید همگی شما این گونه باشد که علیرغم فعالیت در شرکت‌های مختلف، به یکدیگر به چشم همکار و یک دوست نگاه کرده و برای رشد و پیشرفت به هم کمک کنید. این رویکرد در همه جای دنیا در حال رشد و به وقوع پیوستن است. بیاید شما پیشگام این رویکرد جدید در ایران باشید تا  شما هم روزی تبدیل به فرد مشهوری چون بیگ ال شده و در ایران راجع به شما هم صحبت کنند.
لازمه‌ی رویکرد جدید، داشتن اعتماد و احترام نسبت به یکدیگر و شرکت‌های هم‌دیگر است، به سایر شرکت‌ها احترام بگذاریم و از بدگویی درباره دیگر شرکت‌ها، محصولات و پلن‌ها خودداری کنید.
در رویکرد قبلی، با افراد بحث و دعوا می‌کردم و با تفکرشان مخالفت می‌کردم، بحث کردن در حقیقت فضای ارتباطیم را با دیگران دچار اختلال می‌کرد و تنش‌زا بود. تمام انرژی و زمان ما صرف بحث و مخالفت می‌شد. این شرایط باعث شده بود تا شغل پر استرسی داشته باشیم و اقبال جامعه به بازاریابی شبکه‌ای و شغل ما مناسب نباشد. 

بالاخره به این نتیجه رسیدم که بحث و دعوا روش خوبی برای کار کردن نیست. پس یک روش جدید مشتری یابی اختراع کردم، که اسم این روش را باید "التماس کردن" بگذاریم. روش این بود که من از محصول یا فرصت درآمدزایی صحبت می‌کردم، آنها حرفم را نمی فهمیدند و به جای  اینکه بجنگم، از خواهش و تمنا و التماس  استفاده می‌کردم. اگر شما هم از این روش استفاده کرده باشید قطعا متوجه ناکارآمدی این شیوه شده‌اید، افراد اینگونه به شما ملحق نمی‌شوند، شاید یک نفر عضو می‌شد تا دیگر التماس نکنم! و برای اینکه مشکلم را حل کنند، عضو ‌می‌شدند اما برای انجام کار عضو نمی‌شدند.

تجربه‌ی من ثابت کرد جنگیدن و التماس کردن روش خوبی برای مشتری‌یابی نیست و باید روش دیگری را بکار گرفت. ممکن است شما هم با من هم ذات پنداری کنید و احتمالا تجربه مشترک داشته باشیم. جنگیدن و التماس کردن باعث می‌شود تا افراد تیم خسته شوند و از ادامه کار خودداری کنند.
یافتن یک رویکرد بهتر و جدید برای مشتری یابی دغدغه فکری من شده بود، باید روشی را پیدا می‌کردم که حتی اگر فردی جواب نه داد، در پروسه مشتری‌یابی ارتباط ما با هم دیگر قطع نشود و هر دو احساس خوبی داشته باشیم. روشی که تضمین می‌کرد اگر این آدم امروز می‌گوید نه! چند وقت بعد جواب مثبت می‌دهد. براساس این رویکرد باید برای طراحی سازمان فروش سیستمی طراحی شود که افراد از ساخت سازمان لذت ببرند و این کار را در تیم انجام دهیم.

دلیل این‌که خودتان یا  افراد زیرمجموعه‌تان، کار را با شخصی در میان می‌گذارید و عضو شبکه می‌کنید و او پر انرژی و فوق العاده  ظاهر می‌شود، به خود می‌گوید این فرد سوپراستار بعدی سازمان من خواهد بود، بعد از چند روز وقتی با او تماس می‌گیرید، جواب تلفن و تماس شما را نمی دهد، چیست؟ دلیلش این است که این فرد بعد از عضویت در سازمان شما، به هر دلیلی با فرد دیگری راجع به کار صحبت کرده و از کار ناامید شده و با شنیدن جواب‌های منفی حالش بد می‌شود و در نهایت از سیستم خارج می‌شود. در حالی‌که بازاریابی شبکه‌ای به اندازه کافی دشمن دارد، افرادی که بازاریابی شبکه‌ای را کنار می‌گذارند، بعد از جدایی تبلیغ منفی علیه آن انجام می‌دهند و به دشمن بازاریابی شبکه‌ای تبدیل می‌شوند.
تجربه به من ثابت کرد که در زمان مناسبی در بازاریابی شبکه‌ای عضو شدم، کسی از من خواهش یا التماس نکرد. فکر می‌کنم همه شرایط مشابه من را در عضو شدن داشته‌اند. پس باید این ذهنیت و این طرز فکر را هم برای خود و هم برای تیم‌مان تقویت کنیم که افراد وقتی عضو می‌شوند که زمان مناسب آن رسیده باشد.

در رویکرد جدید، باید این طرز فکر را داشته باشیم که همه افرادی که جذب بازاریابی شبکه‌ای می‌شوند، شبکه، محصول و طرح در آمدزایی را مثل ما نمی بینند. باید به این موضوع توجه کرد! تا شما و سازمان‌تان متوجه این موضوع نشوید، می بینید که درصد ریزش سازمانتان بالاست.


فعلا خیر!


یادتان باشد که جواب"نه" افراد برای عضویت در بازاریابی شبکه‌ای دائمی نیست!  اگر فردی در حال حاضر به پیشنهاد شما جواب منفی می‌دهد،  این نه را همیشگی فرض نکنید، نظر این فرد در آینده تغییر خواهد کرد. براین اساس سیستم "فعلا خیر" را طراحی کردم. "فعلا خیر" به این معناست که وقتی فردی نمی‌گوید بله و جوابی غیر از بله به ما می‌دهد قطعا و مستقیما باید فعلا در لیست "فعلا خیر" ما قرار بگیرد.

18 سال پیش که فناوری‌های فعلی وجود نداشت، تصمیم گرفتم تا از سیستم "فعلا نه" استفاده کنم،  در یک دفتر سفید که نام آن را  "فعلا نه" گذاشته بودم، هر بار با هر فردی صحبت می‌کردم که جوابی غیر از بله به من می‌داد، مستقیما نامش را در دفتر می نوشتم. دلیل این که تاکید می‌کنم هر چیزی غیر از بله! به خاطر این است که متوجه شدم که درصد عمده‌ای از افراد پاسخ‌شان قاطعانه بله و خیر نیست! بهانه یا موضوعی در این بین به شما می‌گویند مثلا  الان بچه‌هایم مدرسه می‌روند، شغل جدیدی را شروع کرده‌ام، دارم اساس کشی می‌کنم و سایر موضوعات.  این موارد همگی جواب‌شان غیر از جواب بله است.

از آن به بعد هر کس جوابی غیر از بله به من می‌داد، موضوع را در دفترم می‌نوشتم و بعد از آن لیستی از افرادی داشتم  که جوابی غیر از  بله، به من می‌دادند.  دلیل این که من از دفتر کاغذی علیرغم پیشرفت فناوری استفاده می‌کنم به خاطر این است که هر کسی می‌تواند یک دفتر و قلم فراهم کند، شاید افرادی در سازمان شما باشند که از فناوری سر در نیاورند! باید جامع نگر بود و سیستم را طوری طراحی کنیم که فردی نگوید من نمی توانم با آن کار کنم، باید برای جذب تمام افراد با هر دیدگاه و سلیقه‌ای چاره اندیشی کنیم.
سیستم دفتر "فعلا نه" خیلی ساده بود، اسم فرد را می‌نوشتم و جزئیات ارتباطی‌اش و بعد چند جمله راجع به آن آدم می‌نوشتم مثلا در مورد فرصت درآمدزایی با او صحبت کردم، او درآمد بیشتر را دوست دارد و علاقه دارد با این درآمد بیشتر  سالی دوبار اسکی برود! اما پول و وقت ندارد، الان گفت نمی‌توانم عضو این کار بشوم چون که با همسرش درگیر مسئله‌ی جابه جایی مکان هستند.

وجود دفتر "فعلا خیر" باعث می‌شد، تا یک بار دیگر دلایل و انگیزه‌های افراد را مرور کنم و راه‌هایی برای جذب آنان به شبکه را پیدا کنم، یک یادآوری در دفترم می‌نوشتم که دوباره با این فرد تماس داشته باشم و به مرور اسامی را در دفتر بررسی و تماس می‌گرفتم. با پایان یافتن صفحات دفتر، خیلی زود دفتر دیگری جایگزین قبلی می‌شد و جلوی اسم هر فردی یک تاریخ وجود داشت و کمک می‌کرد تا چندین مرتبه با او تماس بگیرم و ارتباطم را حفظ کنم و اگر باز هم جوابی غیر از بله داشت، دوباره تاریخ مشخصی را برای تماس با وی تعیین می‌کردم.

در این تماس‌ها یکی دو جمله کلیدی را به افراد متذکر می‌شدم، زمان بندی برای شروع کار یکی از این جمله ها بود، جمله بعدی هم این بود که "اشکالی ندارد هرچند وقت یکبار در ارتباط باشیم!" و صحبت درباره وضع افراد نیز جمله بعدی بود، این جملات را به چند دلیل بیان می‌کردم. ابتدا با "بسیار خوب" شروع می‌کردم چون طرف مقابل متوجه می‌شد، اشکالی ندارد اگر جوابی غیر از بله بگوید و بعد موضوع زمانی را مطرح می‌کردم شاید دلیل این که الان جوابی غیر از بله به من می‌گوید وقتش نامناسب است و می‌خواهم به طور ناخودآگاه متوجه شود که زمان، باعث پاسخ منفی گفتن به کار ماست و کار و تجارت ما مشکلی ندارد، اگر افراد را به این باور برسانیم که الان وقتش نیست که عضو کار ما بشوند، می‌توانند به این فکر کنند الان دارند می‌گویند نه! ولی بعدا می‌توانند بگویند بله.

اینکه گفتم که "آیا اشکال ندارد که هر از چند گاهی در ارتباط باشیم" نیاز به توضیح دارد، بیگ ال تاکید می‌کند استفاده از عنوان "آیا اشکالی ندارد" باعث می‌شود همه آدم‌ها پاسخ‌شان مثبت باشد. با گفتن اشکالی  ندارد هر از چند گاهی با شما در تماس باشم این اطمینان را به افراد می‌دهید که قرار نیست هر 20 دقیقه یک بار تماس بگیریم! چون آنها علاقه‌ای به این موضوع ندارند که دائما درباره عضویت یا عدم عضویت جواب بدهند و از استرس‌شان کاسته می‌شود.
دلیل اینکه درباره وضع افراد از آنان سوال می‌کنم این است که آدم‌ها علاقه دارند در مورد خودشان صحبت کنند.  افراد  فکر می‌کنند قرار است با آنان در ارتباط باشم تا بدانم چه می‌کنند و وضعیت‌شان چطور است و این باعث می‌شود تا به درخواست من جواب مثبت بدهند.در پایان صحبت‌هایمان هم سعی می‌کنم طرف مقابل درباره وضعیت من و شغلم بپرسد و بداند!  با گفتن این موارد، در تماس‌های بعدی او نیز درباره وضعیت شرکتم، محصولاتم و سایر موارد می‌پرسد. طی 19 سال گذشته،  من این جملات را به افراد گفته‌ام و هیچ‌گاه جواب نامناسبی دریافت نکرده‌ام. من با این جمله درها را باز گذاشته‌ام تا آنها نگاه مثبتی به دیدارها و ارتباطات بعدی‌مان داشته باشند. 

به‌جای اینکه بعد از شنیدن "نه" افسرده و ناامید شویم، نام فرد را در دفتر "فعلا خیر" می نویسیم و این امید را داریم که  الان زمان این عضویت این فرد نبود. بعد از این که حالا یک نفر در  لیست "فعلا خیر" من قرار می‌گیرد، یادداشتی مقابل نامش می نویسم که چه زمانی بهتره است دوباره با وی تماس بگیرم.
یکی از نکات مثبت این رویکرد برای افراد سازمان و خودتان این است که وقتی این دفتر "فعلا خیر" کامل شد، به جای اینکه افراد منفی‌تر بشوند، حال‌شان بهتر می‌شود، چون لیستی از افرادی را دارند که برای عضویت‌شان در شبکه می‌توان با آنان صحبت کرد.
طبق لیست موجود در دفتر " فعلا خیر"  افرادی را می‌شناسیم که باید ارتباط مجددی با آنان برقرار و راجع به کار صحبت کنیم. قطعا بهترین شیوه این نیست که زنگ بزنید و بگویید آیا مایلید عضو شوید!؟ یادتان باشد که قرار بود اول شما از آنان بپرسید که وضع‌شان چطور است؟ اگر اشتباه کنید، آنان شما را به چشم یک فروشنده می‌بینند و احساس اینکه با شما ارتباط دارند، را نخواهند داشت. 

 

مجذوب افراد شویم نه جذاب برای آنان

 

یادمان باشد که در مکالمات قبلی قول دادیم، که با هم در ارتباط باشیم تا از وضعیت فرد آگاه باشیم! و بدانیم چکار می‌کند و اجازه می‌دهیم تا درباره خودش و وضعیتش صحبت کند. مرور دوباره دفتر فعلا خیر  و مطالعه موارد یادداشت شده از  اولین مکالمه‌ای که با فرد داشتیم بسیار ضروری است، مثلا این‌گونه شروع می‌کنیم، دفعه پیش که با هم صحبت می‌کردیم گفتی که داری اساس کشی می‌کنی، چطور شد؟  این برخورد باعث می‌شود تا افراد متوجه شوند که آنان را واقعا به چشم یک انسان نگاه می‌کنیم. یکی از راه‌های ارتباط موثر با افراد این است که از آنان راجع به چیزی سوال کنیم برای‌شان اهمیت زیادی دارد. باید کاری کرد که مجذوب افراد شویم نه جذاب برای آنان. 

دفتر " فعلا خیر"  را به شکل راز نگه دارید، در دفترنکات مهم و مورد علاقه افراد را  بنویسید. شروع مکالمه حق آنهاست که در مورد خودشان صحبت کنند، در جایی از گفت‌وگو، من با آنان راجع به محصول یا فرصت درآمدزایی شرکتم صحبت می‌کنم مثلا می‌گویم سه ماه قبل که با تو درباره بازاریابی شبکه‌ای صحبت کردم، می‌توانستی 500 دلار بیشتر در ماه درآمد داشته باشی اما یادم هست که آن موقع زمان مناسبی برای تو نبود که این کار را شروع کنی چون مشغول کار دیگری بودی. از آن زمان که با هم صحبت کردیم اتفاقات جالب و هیجان انگیزی در کار من افتاده است. به نظرت الان زمان مناسبی برای معرفی دوباره شغلم هست؟ تا دوباره برایت توضیح دهیم چگونه می‌توانی ماهانه 500 دلار درآمد اضافه داشته باشی؟ و بتوانی به علاقمندی‌هایت برسی مثلا اسکی. 

هر بار که با افراد دفتر " فعلا خیر" صحبت می‌کنید یک قدم دیگر به عضو شدن آنان نزدیک‌تر می‌شوید. وقتی این سیستم آموزشی را در مجموعه خود پیاده کنید درصد ریزش افراد در سازمان‌تان به شدت کمتر می‌شود و این در هردو رویکرد جواب می دهد چه افرادی که می‌خواهند مشتری شما شوند و فقط از محصول تان استفاده کنند و چه افرادی که قصد عضو شدن و استفاده از فرصت درآمدزایی دارند.
اولین چالشی که برای شما دارم این است که شروع کنید به راه اندازی سیستم "فعلا خیر" در سازمان‌تان.  نکته جالبی در بازاریابی شبکه‌ای وجود دارد، افرادی که گمان می‌کنیم که جواب‌شان بله است به ما نه! می‌گویند و افرادی که فکر می‌کنیم جواب نه می‌دهند، پاسخ‌شان مثبت است.

انتهای پیام/


مطالب مرتبط

  • +


به ما بپیوندید