برگزیده

مسئولین رسیدگی کنند!!!
۳۰ نکته مهم درباره بایدها و نبایدهای عضویت در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای
چگونه برای هر مشتری بالقوه از زبان مخصوص خودش استفاده کنیم؟
گردش مالی ۱۸۲ میلیارد دلاری بازاریابی شبکه‌ای
«حالا نه» را به «همین حالا» تبدیل کنید
وبینار آموزشی وس لیندن سوم دی برگزار می شود
۲۲ نکته مهم برای موفقیت در بازاریابی شبکه‌ای و فروش مستقیم
تاثیرهمایش‌های بازاریابی شبکه‌ای بر کسب و کار

مقالات

سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۴:۴۵:۰۰ نسخه چاپی 0

تاثیرهمایش‌های بازاریابی شبکه‌ای بر کسب و کار
فروش مستقیم- حضور در همایش مستلزم صرف هزینه و وقت است، پیدا کردن بلیط همایش و هواپیما، هزینه اقامت، خورد و خوراک و سایر هزینه‌ها گاهی بسیار گران هستند. اما حضور در یک رویداد نگرش شما را تغییر می‌دهد.

حدود 6 ماه از اولین سال فعالیت من در بازاریابی شبکه‌ای می‌گذشت که متوجه شدم یک همایش بین‌المللی در حوزه فروش مستقیم در حال ثبت نام برای برگزاری است. با اینکه شرکت ما بیش از 10 سال در نیوزلند در حال فعالیت بود اما  من و خواهرم تنها نیوزلندی‌های حاضر در این همایش بودیم.

همایش مورد نظر درست آن طرف دنیا برگزار می‌شد و علیرغم هزینه‌های زیادی که برای ما داشت و مجبور بودیم یک هفته برای آن وقت بگذاریم، تاثیر مثبت و قابل توجهی بر فعالیت‌مان داشت و باعث می‌شد تا برخی رکوردها را بشکنیم.

آیا صرف شرکت در همایش، کسب و کار شما باید بطور معجزه آسایی متحول شود؟ آیا تمام کسانی که وقت، هزینه و زحمت آمدن به همایش را کشیدند، بعد از همایش رکورد شرکت خود را می‌شکنند؟ نه.

پس چه چیزی باعث تغییر می‌شود؟ اینکه چگونه از رویداد استفاده کنیم و با مسائل مطرح شده ارتباط بگیریم.

حضور در همایش  مستلزم صرف هزینه و وقت است، پیدا کردن بلیط همایش و هواپیما، هزینه اقامت، خورد و خوراک و سایر هزینه‌ها گاهی بسیار گران هستند.

پس از تمام تلاش هایی که انجام داده بودم در  یک فضای حاکی از رنجش، احساس می کردم که شرکت به من بدهکار است و باید تلاش‌هایم به ثمر برسد. این موضوع بدلیل حس درونی افراد است، نه چیزی که باعث رنجش شده است.

دوری از خانواده، ایستادن متوالی و ممتد در صف، گرسنگی و نبود هم صحبت همگی می‌توانست باعث تاسف و ناراحتی من شود. فاصله زیاد هتل ارزان قیمت تا مرکز همایش و پیاده روی نیم ساعته تا آنجا می‌توانست تاسف من را دو چندان کند. می‌توانستم از سخنران همایش ناراضی باشم، به این دلیل که مطالبی که می‌گفت، با شرایط نیوزلند همخوانی نداشت جایی که هیچ خبری نبود و مردمش به این راحتی درباره فرصت‌های بازاریابی هیجان زده نمی‌شدند.

اما حقیقت این است که هیچ کدام از این موارد من را ناراحت نکرد. واقعا از تمام چالش‌ها لذت می‌بردم، چون می‌خواستم آنجا باشم و اهمیتی نداشت که گرسنه بودم و گاهی سخت می‌گذشت.

چه فرصت شگفت انگیزی!

نوشتن اندیشه‌های مثبت به عنوان فریب یا افکار پیش افتاده آسان است. اما پایداری (که مستلزم مثبت اندیشی است) تفاوت را بین غر زدن و نیاز به "من را درست کن" با اینکه فروتنانه و به شکلی هیجانی "به من نشان بده چطور به خودم کمک کنم" را مشخص می‌کند و همه‌ی تفاوت در همین است.

هیچ کس این تحول را نمی‌تواند به و جود آورد مگر خود شما.


مطالب مرتبط

  • +


به ما بپیوندید