برگزیده

مسئولین رسیدگی کنند!!!
۳۰ نکته مهم درباره بایدها و نبایدهای عضویت در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای
چگونه برای هر مشتری بالقوه از زبان مخصوص خودش استفاده کنیم؟
گردش مالی ۱۸۲ میلیارد دلاری بازاریابی شبکه‌ای
«حالا نه» را به «همین حالا» تبدیل کنید
وبینار آموزشی وس لیندن سوم دی برگزار می شود
۲۲ نکته مهم برای موفقیت در بازاریابی شبکه‌ای و فروش مستقیم
آیا دایناسورهای بازاریابی شبکه ای ایران در حال انقراض هستند؟

مقالات

يکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۲:۰۰ نسخه چاپی 0

روند فعلی شرکت های بازاریابی شبکه ای ایران نشانگر چیست؟
آیا دایناسورهای بازاریابی شبکه ای ایران در حال انقراض هستند؟
خود شما از وضعیت فعلی شرکت های بازاریابی شبکه ای مطلع هستید و نیازی نیست که از سوی این حقیر آمار و ارقامی غلط برای شما ارائه شود. چیزی که بیش از همه نگران کننده است پافشاری هر سه رکن هرم قدرت بر حفظ مواضع پیشین است... همه کس و همه چیز را مقصر می دانند تا دلیلی بر عفولشان داشته باشند. اما این جماعت از این امر غافلند که دایناسورها هم ظاهری قدرتمند داشتند اما چون تغییر را نپذیرفتند امروز فقط نامشان باقی مانده است. بیایید دایناسور بازاریابی شبکه ای نباشیم....

نام بازاریابی شبکه ای از اواخر دهه هفتاد خورشیدی در ایران مطرح شده است. و چه خوب، چه بد، چه قانونی و چه غیر قانونی، بیش از هجده سال است که نام این صنعت در بین این مردم شنیده شده است حتی شاید بدون اغراق بتوان گفت که اثری که در دوازده سال اول بر فرهنگ بازاریابی شبکه ای ایران گذاشته شده است به گونه ای است که هنوز ذات فکری افراد خاص (اعم از راهبر و موسس و مدیر این شرکت ها) با همان تفکر دوازده سال ابتدایی گره خورده است.
لازم به توضیح است که مقاله پیش روی مقاله ای تحلیلی است که بعد رفتاری بازاریابی شبکه ای را تحلیل می نماید و قانون و غیر قانونی بودن یک فعالیت در یک زمان نمی تواند این مقاله را محدود نماید که تاثیرگذاری دوره دوازده ساله نخست را نادیده انگارد. شاید به زبان عامیانه باید این طور بیان کرد که "هر چه میکشیم از همان دوازده سال نخست است"
اگر تیتروار بخواهیم که بررسی نماییم که این دوازده سال چه اثری بر نتورک ایران گذاشته است می توان این موارد را اینگونه نام برد:
1) پورسانت شما فقط ناشی از افزایش اعضاست.
2) شما دو نفر را وارد می کنی و از آنجا به بعد بقیه مسئولیت تو راهبری شبکه  است.
3) بازاریابی شبکه ای یا درآمد بالا می آفریند و یا هیچ درآمدی تولید نمی کند.
4) زیرمجموعه شما باید فردی مطیع و مطابق با سیستم باشد وگرنه موفق نمی شود.
5) در یک کلام "هشت سنگ بنا" به عنوان عصاره عملکرد مهارتی بازاریابی شبکه ای معرفی شد.
6) لیدر فردی است با پرستیژ که به علت فعالیت مورد قبولی که داشته است حرفش حجت است و مخالفت با او باعث می شود که تو موفق نشوی.
7) کالا بهانه ای بیش نیست. حتی اگر هم در شعار کالا مرز میان هرمی و بازاریابی شبکه ای را تعیین می کند. اما در عمل هیچ مهارتی برای فروش کالا لازم نیست.
8) بازاریابی شبکه ای برای همه می تواند تولید ثروت کند و اگر فردی به درآمد نرسید مشکل از اوست.
9) جزوه و سی دی همانی است که پاتمان و جو ارائه کرده اند و هر چیزی بیشتر از اینها، تنها تکرار همان حرفهاست.
10)  آموزش پدیده ای است که بسیار مفید است. منتهی آموزش همانی است که از سوی لیدرها باید پیاده سازی شود.

حالا برای تحلیل بیشتر باید این امر را بررسی کنیم که هرم اثرگذاری "خواص" در بازاریابی شبکه ای ایران چگونه است؟
1) راهبران:
اندک نگاهی به اوضاع بازاریابی شبکه ای ایران نشان می دهد که بیشترین تاثیرگذاری بر روی شبکه فروش شرکت های بازاریابی شبکه ای را راهبران دارند. لابد می پرسید چرا؟ اول آنکه تقریبا هیچ کدام از موسسین شرکت های ابتدایی بازاریابی شبکه ای تجربه ای در زمینه بازاریابی شبکه ای نداشته اند. حتی سعی نکرده اند که این بی تجربگی را با مشاوره و مطالعه بالا ببرند و به خیال خود میانبر زده اند و از راهبران خود به عنوان مشاور استفاده کرده اند و هنگامی که شما از یک ذی نفع که دست بر قضا به سایر حوزه ها (اعم از ارسال کالا و آی و تی و مدیریت) تسلطی ندارد، مشورت میخواهی عاقبتت مشخص است.
2) موسسین و مدیران شرکت ها:
شبکه ای که تشکیل می شود پس از مدتی تبدیل به ابزار گروکشی می شود. به طور کل در قرن 21 شبکه، جز داراییهای نامشهود یک شرکت است. هنگامی که دستت را بلند می کنی که شرکتی را نوازش کنی دادش در می آید که اگر به من دست بزنی یک سری انسان بدبخت می شوند. به من دست نزن! اینکه این یک ترس است یا توهم بحثش جای دیگری است. اما به طور کل بهانه جذابی است که یک شرکت بزرگ هر کاری دلش می خواهد بکند و مدام از اینکه قدرت دست خودش نیست بنالد. به همین منظور قانون و نهاد نظارتی همواره با موسسین و مدیران مظلومی رو به روست که از این می نالند که سودی ندارند و هر چه پول است دست راهبران است و این بنده خداها فقط سیستم ارائه سرویسی هستند به راهبران.
3) قانون:
تعجب برانگیز است که جای قانون در رتبه سوم قرار گرفته است (حتی احتمالا من بابت چنین رتبه بندی با تذکر مواجه شوم) اما با حقایق بهتر میتوان مسائل را تحلیل کرد.
قسمتی از این موضوع فرهنگی است و ربطی به بازاریابی شبکه ای ندارد. به طور کل قانون گریزی قسمتی از فرهنگ ما ایرانیان شده است. تحلیل بیشتر آن مربوط به متخصصان است و به طور کل این بحث اینقدر مهم است که من توان ورود کردن به آن را ندارم. اما به عنوان نمونه در یکی از کشورهای آفریقایی خیلی دور مواردی همچون تمایز در نحوه برخورد، مشاهده رفتار غیرقانونی از سوی خود قانونگذاران، چسبیدن به نکاتی همچون شعب به جای توجه به مسائل بسیار بزرگتر، تشخیص هرمی بودن یک شرکت تنها از روی پلن درآمدزایی، داشتن رسانه های یکطرفه و بدون گفت و گو، ساخت برنامه های تلویزیونی با سیستم نظرسنجی که میگوید بین این دو گزینه انتخاب کنید گزینه یک، بازاریابی شبکه ای خیلی خوب است. گزینه دو، بازاریابی شبکه ای کلاه برداری است، داشتن رسانه هایی که وسط ندارند، یک روز میگویند بازاریابی شبکه ای ربطی به تجارت الکترونیک ندارد، یک ماه بعد بازاریابی شبکه ای در ذیل کسب وکار اینترنتی تعریف می شود، معرفی کارشناسانی که در حد همان بنده خدایی هستند که بیت کوین رو ملکه بیت ها ترجمه می کنند، دادن "مجوز" به معنای تایید یک کسب وکار و از فردای آن روز عدم توانایی برخورد با متخلف به علت اینکه اگر برخورد کنم "مجوزی" که داده ام زیر سوال می رود، تبدیل کردن فردی که بابت آموزش پول می دهد و میگیرد به مجرم، تبدیل کردن فردی که در خانه خاله اش، شوهر خاله اش را پرزنت میکند به مجرم، محدود کردن کسب و کار بازاریابی شبکه ای به مکان و زمان خاص و تبدیل کردن نود درصد شبکه به مجرم (چون نود درصد از شبکه شما افراد پاره وقتی هستند که باید بعد از ساعت کاری فعالیت کنند)، تغییر مداوم آیین نامه در عرض شش سال، اعلام تاریخی برای اعمال یک سری تغییرات در آیین نامه و بعد سکوت! و..... اینها همه مواردی بود که در آن کشور به اشتباه رخ داد و امید است که با الگوبرداری از این اشتباهات رتبه قانون را در هرم قدرت به رتبه اول برگردانیم.
این هرم قدرت در بازاریابی شبکه ای ایران است... لابد می پرسید جای بقیه آدم ها کجاست؟ کسانی که نه راهبران پردرآمد هستند و نه صاحب سرمایه برای تاسیس شرکت و نه نقشی در ویرایش قانون دارند....
پاسخ واضح است.... هیچ جا....
شاید بهترین هرم قدرت قابل ارائه برای داشتن بازاریابی شبکه ای پیشرفته این چنین باشد:
1- قانون 2- مشتری 3- مدیران 4- توزیع کنندگان
خود شما از وضعیت فعلی شرکت های بازاریابی شبکه ای مطلع هستید و نیازی نیست که از سوی این حقیر آمار و ارقامی غلط برای شما ارائه شود.
چیزی که بیش از همه نگران کننده است پافشاری هر سه رکن این هرم قدرت بر حفظ مواضع پیشین است... همه کس و همه چیز را مقصر می دانند تا دلیلی بر افولشان داشته باشند. اما این جماعت از این امر غافلند که دایناسورها هم ظاهری قدرتمند داشتند اما چون تغییر را نپذیرفتند امروز فقط نامشان باقی مانده است. بیایید دایناسور بازاریابی شبکه ای نباشیم....
اما وای از آن روزی که شبکه ای سر بلند کند که هرم قدرتش مدرن و به روز باشد.
شبکه فروشی که قانون درست را اجرا می کند. شبکه ای از فروش که به تعداد مشتریانش می نازد و نه تعداد توزیع کنندگان. شبکه ای از فروش که کالایی ارائه کرده است که هر توزیع کننده توان داشتن 25 مشتری را دارد. شبکه ای از فروش که مجبور نیست راهبر آن برای نشان دادن حلال بودن درآمدش هر روز از این شهر به آن شهر بدود. شبکه ای از فروش که شرکتش "جشن" را جایگزین "آموزش" نمی کند. شبکه ای از فروش که توزیع کنندگانش نیازی به این ندارند که از اموال صاحبان شرکتشان مایع بگذارند تا کسی را جلب کنند. شبکه ای از فروش که کالایی ارائه می دهد که چنان ارزش افزوده ای در مشتری می آفریند که مشتری به دنبال توزیع کننده است و نه توزیع کننده به دنبال مشتری.
شبکه ای که جلسات شورای راهبری آن به دنبال راهکاری برای ارائه ارزش افزوده بهتر به مشتری است و نه پیدا کردن روشی برای ایجاد انگیزه در سازمان، چرا که توزیع کننده از مشتری اش بیش از همه می تواند انگیزه به دست آورد. شبکه ای که وقتی یک نفر در آن دکمه فسخ را می زند از او می پرسد "چرا؟" و این پاسخ ها را تحلیل می کند. نه آنکه هر کس که می رود را خیانتکار بنامد و یا هر از چندگاهی دکمه فسخ را غیر فعال کند! شبکه ای که سرمایه گذاری بر تحقیق و توسعه را در صدر لیست سرمایه گذاری های خود قرار داده است.
کلام آخر....
چند ماهی است که به واسطه اندکی آبرو و کانالی که دارم مورد پرسش عده ای واقع میشوم که از من سوال می کنند که "نظر شما راجع به فلان شرکت خارجی معتبر که در ایران مجوز ندارد چیست؟ به نظر شما در آنجا کار کنم؟" تنها خواستم بگویم که متاسفم که فقط باید به ذکر این نکته بسنده کنم که "در فلان جا کار نکن! چون مجوز ندارد و کالایش قاچاق است" ای کاش می شد این پاسخ را بدهم که "چرا در همین فلان شرکت داخلی کار نمی کنی که کالایش خیلی بهتر است و خدماتی که ارائه می کند، بسیار ارزشمند است"
حواسمان باشد که رو به عقب باز نگردیم و سالهای آینده تنها به عنوان یک خاطره تلخ از ما نام به میان نیاید.
                                                                                                                                                                                                                                                                     پیام مقیم اسلام
                                                                                                                                                                                                                                                                        26 آذر 1396




به ما بپیوندید