برگزیده

مسئولین رسیدگی کنند!!!
۳۰ نکته مهم درباره بایدها و نبایدهای عضویت در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای
چگونه برای هر مشتری بالقوه از زبان مخصوص خودش استفاده کنیم؟
گردش مالی ۱۸۲ میلیارد دلاری بازاریابی شبکه‌ای
«حالا نه» را به «همین حالا» تبدیل کنید
وبینار آموزشی وس لیندن سوم دی برگزار می شود
۲۲ نکته مهم برای موفقیت در بازاریابی شبکه‌ای و فروش مستقیم
ایرانی ها در این روزگار به چه چیزهایی فکر می کنند؟

مقالات

سه شنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۹:۱۷:۰۰ نسخه چاپی 0

به دنبال کدامین نقطه ای؟
ایرانی ها در این روزگار به چه چیزهایی فکر می کنند؟
فروش مستقیم- نگران آینده ای؟ نگرانی که نقطه ای که برای خودت به عنوان رویا تجسم کرده ای را هیچ وقت نبینی؟ فکر نمی کنی که داری لحظات شیرینی را بابت نگرانی های بیهوده از دست می دهی؟

چند وقتی است مخصوصاً صبح ها اگر اسنپ بگیرم و با راننده ای مواجه بشوم که بخواهد غر بزند، دیگر علاقه ای به هم کلامی با راننده را ندارم. چند وقتی است از تماس های دوستان در رابطه با مشورت در رابطه با مهاجرت خسته شده ام، چرا که فکر می کنند که چون من چهار دوست خارجی دارم قطعاً تمامی فرآیندهای مهاجرت به خارج از ایران را از حفظم. چند وقتی است که حالم از توئیتر به هم می خورد. توئیتری که کار فعالان آن این است که از هر کس که در هر کجا هر حرفی زده است ایراد بگیرند. چند وقتی است که دیگر حساب این موضوع از دستم در رفته است که اگر به تمام تماشاچی های پر شده استادیوم آزادی نفری چند ریال بدهند روی هم می توانند یک دلار بخرند. چند وقتی است که دیگر بعد از حساب کردن خریدم از مغازه عدد را فراموش میکنم که دفعه بعد مقایسه نکنم که ای وای در این مدت چه قدر همه چیز گران تر شده است! چند وقتی است که دولتیان را با نام "مسئول" خطاب نمی کنم. چون یاد گرفته ام که کچل را هیچ گاه زلف علی صدا نمی کنند.
اما چرا؟ چون کورم؟ چون در این مرز و بوم زندگی نمی کنم؟ چون احساس ندارم؟ چون بی مسئولیتم؟ چون نفسم از جای گرم بلند می شود؟ نه.... باور کنید که هیچ کدام اینها نیست... تک تک این تلخی ها را با پوست و گوشت و استخوان درک میکنم. خودسانسوری هم اگر امان می داد تلخی های بیشتری را می نوشتم که بیشتر خودم را تخلیه کنم. اما نه امکانش هست و نه فایده ای دارد.... چون برای ثانیه های عمر ارزش بیشتری قائلم.
شاید هر از چندگاهی بد نباشد که به فلسفه زندگی نگاه کنیم. به این بیندیشیم که آیا می توانیم بگوییم که "خوب زندگی کرده ایم"؟ گاه مشکل خودش را جایی بروز می دهد که ما در خیالات خود نقطه ای را تجسم کرده ایم که اگر به آن نقطه رسیدیم معنی آن این است که "خوب زندگی کرده ایم".  فقط برای لحظه ای فکر کنید که هشتاد سالتان شده است و فهمیده اید که فلسفه "به دنبال نقطه دویدن" اشتباه بوده است.... فقط تصور کنید که هفتاد سالتان شده است و حسرت دیدن یک نفر که به خاطر همین نقطه فرضی آن را از دست داده بوده اید هنوز در دلتان باقی مانده... فقط تصور کنید که پیر شده اید و آن ساحل زیبا، آن آبشار رویایی را ندیده ای آن شعر زیبا را نشنیده ای، آن زبان زیبا را نیاموخته ای، آن فن آوری جدید دنیا را نفهمیده ای، با آن بزرگ دنیا همکلام نشده ای، با آن موسیقی دلنشین همخوانی نکرده ای و..... چون امروزت را فدا کرده ای تا به آن نقطه برسی..... نقطه ای توهمی و دروغین که هیچ گاه وجود خارجی نداشته است.
زندگی خوب را در نقطه ای رویایی دنبال نکنید. زندگی خوب در یک نقطه نیست. زندگی خوب در فاصله میان دم اول و دم آخر توست. در تک تک ثانیه های میان این دو لحظه گریه اول و خنده آخر قابل جستجو است. هیچ چیز را و هیچ چیز را فدای ثانیه های نگرانی نکنید. در عین حال اینکه مثبت اندیشید اما خودتان را برای بدترین شرایط آماده کنید. اما از الان تمرین کنید که در بدترین شرایط چه طور خوب زندگی کنید.
هیچ چیز را از دست ندهید....
دلار هر چه قدر هم که بشه. برجام لغو هم که بشه. گوشت کیلویی یک میلیون تومن هم که بشه، روغن موتور 500 هزار تومن هم که بشه، لنت ترمز یک میلیون تومن هم که بشه، پراید دویست میلیون تومن هم که بشه، ترامپ یک دور دیگه هم که رییس جمهور بشه. چه کسی بیاد و  تَکرار بکنه و چه کسی تَکرار نکنه آب زاینده روز 102 روزه که دوباره از زیر سی و سه پل رد می شه. میدون نقش جهان هنوز کالسکه داره، هنوز بادآب سورت زنده است. هنوز اردیبهشت ماه که میشه مه در سیاه بیشه به دره می ریزه هنوز دست فروش ها تو گدوک دوغ می فروشن و رستوران باباحیدر درش بازه. هنوز در جاده فیروزکوه به سمنان کوه دماوند پیداست. هنوز توی جزیره کیش خورشید از ساحل مرجان طلوع و از ساحل کشتی یونانی غروب میکنه. هنوز اردیبهشت ماه میشه توی باغ هتل شاه عباس آش رشته خورد. هنوز میشه توی سرمای سرعین آش دوغ سر کشید. هنوز تو بافت قدیم یزد میشه قدم زد. هنوز خونه سنتی کنار پاسارگاد بهترین کلم پلوی دنیا رو داره. هنوز باغ شازده کرمان زیباترین پاییز دنیا رو داره. هنوز معجزه طبیعت تو کرمانه چون فاصله پیست اسکی و گرمترین نقطه ایران توی اون منطقه چند کیلومتر بیشتر نیست. هنوز میشه تو شیرگاه توقف کرد و خیره به جنگل، خامه عسل خورد. هنوز مقبره فردوسی استوار توی طوس پابرجاست. هنوز مقبره خیام توی نیشابور کنار فیروزه فروشی ها جا خوش کرده و داره به مقبره مظلوم عطار کمی اون طرف تر فخر میفروشه. هنوز مقبره ابن سینا وسط همدان جاش امنه. هنوز جمعه بعد از ظهر ها یه عده آدم اهل دل جمع میشن توی مقبره باباطاهر شعر میخونن و ساز میزنن. هنوز یه مرداب تنهایی کنار جاده غار علی صدر تو یه جای بکر بهترین جا واسه خلوت کردنه. هنوز شاه گلی تبریز بهترین جا واسه قدم زدنه هنوز مسجد کبود تبریز بهترین جا واسه عکس گرفتنه. هنوز دریاچه رضاییه هر چه قدر هم که بی جون شده باشه زندست. هنوز کمی اون طرف تر از رضاییه میتونی بری "بند" و بهترین و تمیزترین هوای دنیا رو استشمام کنی. هنوز قلعه بابک تو ارتفاعات ایستاده و وسط زیبایی های کلیبر خودنمایی می کنه. هنوز میتونی بری آسیاب خرابه نزدیک جلفا و تو مسیر توی خط مرزی ارمنستان رانندگی کنی. هنوز بازار تجریش شلوغه. هنوز آش فروشی سید مهدی برقراره. هنوز درختهای خیابون ولیعصر استوار موندن سر جاشون. هنوز دور پارک شهر بلال میفروشن و تو خود پارک هم خیلی چیزهای دیگه (!) هنوز موقع فرود هواپیما برج میلاد و میدون آزادی معلومن. هنوز تو کوچه لولاگر ساختموناش قرینه هم سخته شدن و پیتزا داوود اولین پیتزا فروشی ایران  تو اون کوچه داره کاسبی میکنه. هنوز کافه نادری با سرویس دهی ضعیفش پاتوق روشنفکراست. هنوز سر در باغ ملی قابل دیدنه و هنوزم میدون توپخونه بوی قدیم ها رو میده. هنوزم که هنوزه شعر خیام زندست
خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ماهرخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبلت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
هنوز کلیدر دولت آبادی قابل خوندنه. هنوز کیمیاگر پائولو کولیو داستان برتره. هنوز کتاب های تن تن قابل پیدا کردنه. هنوز هم "دستهای تو" آهنگ برتره. هنوز هم بهروز بازیگر اوله. هنوز پرسپولیس تیم برتره.
هنوز خورشید از شرق طلوع میکنه و از غرب غروب میکنه. هنوز بعد زمستون بهاره. هنوز بهارها که میشه درختها شکوفه میکنن. هنوز آخرهای شهریور که هوا زود تاریک میشه چهل سالت هم که باشه استرس مدرسه میگیردت. هنوزم هر از چندگاهی آلبومی که مامان از بچگی هات درست کرده قابل دیدنه. هنوز محله ای که توش به دنیا اومدی سر جاشه. هنوز شاید مدرسه ای که توش درس خوندی همونجا باشه. هنوز شاید ناظمی که اذیتش کردی زنده باشه. هنوز شاید بقّالی که ازش خرید میکردی همونجا باشه.
حیف نیست؟ حیف نیست که ثانیه هایی که میتونه این همه زیبایی خلق کنه، صرف نگرانی و نا امیدی بشه؟ حیف نیست که لحظاتی که میتونه این همه شیرینی به همراه داشته باشه صرف تحلیل اخبار روز دنیا بشه؟ بیهوده نیست که قهوه ای که میتونه خرج یک گفتگوی دو نفره ای پر محتوا بشه صرف این بشه که از هم بپرسیم پیش بینیت از آینده ممکلت چیه؟ حیف نیست گفتگویی که آخرش میتونه اینطور تموم بشه که "پس تا دیدار بعدیمون فلان کتاب رو بخونیم" به این ختم بشه که "حاجی همه اینایی که گفتیم به کنار، آخرش هر چی انگلیس تصمیم بگیره همون میشه"؟
ایرانی، خوب زندگی می کنی؟
پیام مقیم اسلام
24 اردیبهشت 1398




به ما بپیوندید